نظریه های رهبری اقتضایی
بسم الله ارحمن الرحیم
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر سفر نكنيم
اگر مطالعه نكنيم
اگرتحقيق نكنيم
تحقيق كليد رشد ملتهاست .
موضوع:
کاربرد نظریه های رهبری در مدیریت آموزشی
استاد: جناب آقای دکتر داودی
گردآوری و ارائه:
عبدالرضا فضلی - ستار نظری
تئوری های اقتضایی
الگوی فیدلر:
در این الگو عملکرد مؤثر گروه به رابطه مناسب بین شیوه یاسبک مدیریت بستگی دارد.
سه شاخص موقعیت از نظر فیدلر
رابطه رهبر با اعضای سازمان
ساختار کار یا وظیفه ای که باید انجام شود.
میزان قدرت رهبر
دستاوردهای فیدلر چه کاربردهایی دارند؟
پاسخ:
باید رهبران آموزشي را در خور شرایط و موقعیت موجود به کار گمارد.
توضیح: (سبک رهبری فرد تغییر نمی کند)
کاربرد نظریه فیدلر در مدیریت آموزشی؟
تئوری مبتنی بر شناخت منابع:
پایه و اساس بر 3 فرض می باشد:
صدور بخشنامه و فرمان، زمانی به عملکرد خوب می انجامد که با فراست و حمایت بی دریغ عوامل محیطی درهم آمیزد.
در شرایط متشنج، بین عملکرد و تجربه کاری رابطه مستقیم وجود دارد.
در شرایطی که تشنج وجود نداشته باشد. توانایی های هوشی رهبران با عملکرد کارکنان رابطه مستقیم دارد.
کاربرد تئوری مدیریت مبتنی بر شناخت منابع در مدیریت آموزشی
تئوری موقعیتی هرسی و بلانچارد (مبتنی بر موقعیت)
در این نظریه درجه رشد یا بلوغ پیروان تعیین کننده سبک یا شیوه رهبری فرد است.
چرا باید به پیروان توجه کرد:
پذیرش از طرف پیروان یا عدم پذ یرش
موقعیت در گرو کارهای زیردستان می باشد.
بلوغ
توانایی و تمایل افراد در قبول مسؤولیت نسبت به هدایت رفتار خویش
توانایی انجام (مهارت)
روانی (مشوق های درونی انجام کار)
مراحل بلوغ
افراد توانایی انجام کار و تمایل ندارند- صدور دستور روشن و مشخص باشد.
افراد توانایی انجام کار ندارند. ولی تمایل به قبولی مسؤولیت دارند. توجه زیادی به کار و ش.
افراد توانایی دارند ولی به رهبر گوش نمی دهند. مسائل انگیزشی مطرح می شود.
افراد توانایی انجام کار و تمایل را دارند. عدم انجام کار زیاد توسط رهبر.
چهار سبک رهبری:
دستور دادن: طرفدار کار بی توجه به کارمند. تاکید بر دستورالعمل ها
عرضه کردن: طرفدار کار و کارمند. صدور دستورالعمل های کار به حمایت از کارکنان
مشارکت کردن: طرفدار کارمند بی توجه به کار. رتبه بندی آسان سیستم ارتباطی قوی
واگذاری اختیار: بی توجه به کار و کارمند
تئوری مبتنی بر تبادل نظر رهبر با اعضا:
(جورج گرائن)
- تشکیل گروه غیررسمی یا خودنمایی
- دیگر اعضا رسمی یا...
تئوری مسیر-هدف (رابرت هاوس)
در این تئوری وظیفه رهبر این است که پیروان و زیردستان خود را جهت تامین هدفها یاری دهد.
از نظر زیردستان، رهبر منبعی فرض می شود که رضایت حال و آینده شان را تامین می کند.
رفتار رهبر محرک است و موجب ایجاد انگیزه می شود. به صورتی که :
- عملکرد خوب اسباب رضایت آنان را فراهم می آورد.
- راهنمایی ها، حمایت ها و پاداش هایی که از ضروریات عملکرد خوب است را به همراه دارد.
- رفتار رهبراموزشي محرك است طوري كه:
- 1- موجب ايجاد انگيزه در معلمان ميشود
- 2- عملكرد خوب رضايت معلمان را فراهم ميكند.
- 3- راهنمايي ،حمايت وپاداش به همراه دارد.
- رهبري مشاركتي 5 شيوه مي باشد:
- 1- خودكامه Autochratic ( I) AI باتوجه به اطلاعات موجود تصميم ميگيرد.
- 2- خودكامهَAII (( II Autochratic از معلمان اطلاعات ميگيرد سپس تصميم ميگيرد.
- 3- مشاوره اي CI ( CI) cinsultativاز برخي از معلمان نظرميگيرد سپس تصميم ميگيرد.
- 4- مشاوره اي CII ( CII) cinsultativ رهبر بازيردستان تشكيل گروه ميدهد سپس تصميم ميگيرد.
- 5- گروهي Group (II) GIIرهبر با معلمان تشكيل جلسه ميدهند وتصميم ميگيرند.
تئوري اسنادي رهبري
به كساني مربوط ميشود كه مي كوشند روابط علت و معلولي را درك كنند.
رهبري تنهاچيزي است كه مردم آنرا به افراد نسبت ميدهند.
طبق اين تئوري رهبران اثربخش در تصميمات خود قاطع هستند دچار تزلزل نمي شوند.
تئوري رهبري فره مند
اگرپيروان رفتارهاي خاصي را از رهبرببينند، توانائيهاي خارق العاده يا قهرمانانه اي را به وي نسبت ميدهند.در اين تئوري ويژگيهاي رهبر عبارتند از:
1-اعتماد به نفس 2- تسلط بر خويش 3-اعتماد راسخ به باورها و عقايد شخصي
چگونه رهبران فره مند پيروان خود را تحت تاثير قرار مي دهند؟
1-ايجاد تصوير خوب از خود در ذهن پيروان2-عملكرد بسيار عالي كه آينده را نويد مي دهد.
3-روحيه دادن به پيروان 4-قدرت بيان 5-اعتقاد راسخ
رفتار خارق العاده 6-عامل تغيير 7-شناخت محيط
تئوری رهبری عملگرا و ایجادکننده تحول
عملگرا ها فرهمند هستند.رهبران عملگرا پيروان را هدايت يا تحريك مي كنند. ميكوشند تا انديشه را در افكار پيروان خود تزريق كنند كه آنها صاحب توانائيهاي برتر هستندو نبايد به مسائل جاري بپردازند.
سبكهاي رهبري لوين
در پژوهش لوين 3سبك رهبري شناسايي شده است:
- رهبري قدرت طلبانه
رهبر قدرت طلب بصورت مستقل تصميم گيري مي كند و نظرات ديگران استفاده نمي كند يا خيلي كم استفاده ميكند.
2-رهبري مشاركتي يا دموكراتيك 3- رهبري آزاد منشانه
نظريه هاي «مرد بزرگ»
بر طبق اين نظريهها، ظرفيت رهبري امري ذاتي است. رهبران بزرگ زاده ميشوند، ساخته نميشوند. اين نظريهها غالباً رهبران بزرگ را بهصورت قهرمانان و اسطورههايي مجسم ميكنند كه به هنگام نياز براي رهبري بر نميخيزند. عبارت «مرد بزرگ» براي اين بهكار رفته است كه در آن زمان، رهبري به عنوان يك خصوصيت مردانه پنداشته ميشد، به ويژه در حوزه رهبري نظامي.
نظريه هاي خصلتي
نظريه خصلتي، تا حدودي مشابه با نظريههاي «مرد بزرگ» فرض ميكند كه مردم برخي خصوصيت ها و خصلت ها را به ارث ميبرند و داشتن اين خصوصيت ها آنها را براي در دست گرفتن رهبري مناسب تر مي سازد. نظريههاي خصلتي غالباً به تعيين ويژگيهاي شخصيتي و رفتاري مشترك در بين رهبران ميپردازند. اما اگر خصلتهاي بخصوصي، ويژگيهاي كليدي براي رهبري باشند، چهگونه بايد افرادي را كه آن خصلت ها را دارند ولي رهبر نيستند توصيف كرد؟ اين پرسش يكي از مشكلات نظريههاي خصلتي براي تشريح و توضيح رهبري است.
نظريه هاي وابستگي
اين نظريهها بر متغيرهاي خاص محيطي تمركز دارند كه تعيين كننده سبك رهبري مناسب براي آن وضعيت است. بر اساس اين نظريه، يك سبك رهبري براي تمام وضعيتها مناسب نيست. موفقيت به متغيرهاي چندي از جمله سبك رهبري، كيفيت پيروان و جنبههاي مختلف وضعيت وابسته است.
نظريه هاي وضعيتي
بر طبق اين نظريهها، رهبران بهترين اقدامات را بر پايه متغير وضعيتي انتخاب ميكنند. سبكهاي مختلف رهبري ممكن است براي انواع خاص از تصميمگيريها مناسبتر باشند.
نظريه هاي رفتاري
اين نظريهها بر پايه اين عقيدهاند كه رهبران بزرگ ساخته ميشوند، زاده نميشوند! اين نظريهها ريشه در رفتارگرايي دارند و بر اقدامات رهبران و نه خصوصيات ذهني يا دروني آنها تمركز ميكنند. بر طبق اين نظريههاي رفتاري، افراد ميتوانند از طريق آموزش و مشاهده ياد بگيرند كه رهبر شوند.
نظريه هاي مشاركتي
اين نظريهها عنوان ميكنند كه سبك رهبري ايدهآل، آن است كه ديگران نيز در آن نقش داشته باشند. اين رهبران، اعضاي گروه را به مشاركت تشويق ميكنند و به آنها كمك ميكنند تا احساس تعهد و ارتباط بيشتري با فرايند تصميم گيري نمايند. البته در نظريههاي مشاركتي، حق اجازه دادن يا ندادن به ديگران جهت مشاركت براي رهبر محفوظ است.
نظريه هاي مديريتي
اين نظريهها كه به نظريههاي تراكنشي نيز معروفاند، بر نقش سرپرستي سازمان و عملكرد گروه تمركز دارند. نظريههاي مديرتي، رهبري را اساس يك سيستم تشويق و تنبيه قرار ميدهند. اين نظريهها غالباً در كسب و كار بهكار گرفته ميشوند. هرگاه كارمندان كارشان را با موفقيت انجام دهند پاداش ميگيرند و هرگاه در كارشان ناموفق باشند جريمه ميشوند.
نظريه هاي رابطه اي
اين نظريهها كه به نظريه هاي تبديلي (يا گشتاري) نيز معروف اند، بر ارتباطات و رابطههايي كه بين رهبران و پيروان شكل مي گيرد تمركز دارند. اين رهبران از طريق كمك به اعضاي گروه در درك اهميت كار، الهامبخش آنها ميشوند و در آن ها انگيزه ايجاد ميكنند. رهبران تبديلي بر كارايي اعضاي گروه تمركز مي كنند اما از هر فرد نيز مي خواهند كه تواناييهاي بالقوهي خود را تحقق بخشد. اين رهبران غالباً داراي استانداردهاي اخلاقي بالايي هستند.
در پناه ايزد شاد و پيروز باشيد.
به نام خداوند جان و خرد